شاززز

شاززز

اینجا وبسایت آزاد المپیاد کامپیوتره! ;)
واسه ی همه ی سطوح از تازه کارها تا طلای جهانی!

بایگانی

+

دوشنبه, ۱ خرداد ۱۳۸۵، ۰۶:۱۵ ب.ظ

به نام خدا

از ره مرو به عشوه دنیا که این عجوز        مکاره می نشیند و محتاله می رود

 

نه این که فقط المپیاد این طوری باشه نه، خیلی چیز ها ی دیگه هم تو دنیا هستند که انسان رو تحت تاثیر جو خودشون قرار می دهند. اصلا المپیاد خیلی آدم رو جوگیر می کنه و وقتی تموم بشه آدم تازه این رو می فهمه، البته منکر خوبیهاش نیستم، ولی نحوه ی برخورد با المپیاد مهمه.(من می خوام یه جور ها یی نصیحتی رو بهتون بکنم که خودم اصلا نمی تونم ادعا بکنم که تونستم به این نصیحت عملکنم، ولی خوب مگه اگه کسی مشهد نرفته باشه و یکی دیگه ازش بپرسه که مشهد از کدوم طرفه، نبایدجوابش رو بده؟ البته شما از من سوالی نکردید، ولی)

ببینید، اصلا خوب نیست که اینقدر به فکر نمره و قبولی و این چیز ها باشیم، می دونم، طبیعیه، اما برایما ها طبیعیه، برای بزرگان، این نگرانی ها بی معنی حتی یه جورایی احتمالا بده. ظاهرا امام خمینی جمله ای داره شبیه این که:

انسان مامور( و مسؤول) به (انجام) وظیفه است، نه مامور به نتیجه.

می خوام بگم که من فکر می کنم انسانی که داره سعی می کنه به ایده ال ها ی اخلاقی نزدیک بشه، نباید نتیجه ی کارش براش مهم باشه، بلکه باید تلاشش براش مهم باشه. آره ، یعنی ممکنه یه نفر طلا هم بشه و از تلاش خودش راضی نباشه یا طلا نشه و از تلاش خودش راضی باشه. به نظر من اولی باید ناراحت و دومی باید خوشحال باشه، اون وقته که دیگه آدم این طوری نیست که تا یه امتحان میده، تحت تاثیر اون جو اضطراب داشته باشه و از قبولیش کلی خوشحال بشه و از عدم قبولیش بر عکس. اون وقته که آدم کم کم سعی میکنه انگیزه ها ی خودش رو درست کنه و خدایی کنه و این طوری رشد می کنه. خود امام خمینی رو از مادرم شنیدم که می گفت توی هواپیما که بوده و از فرانسه به ایران میومده، یه خبرنگار اومده ازش پرسیده که شما چه حسی دارید، می دونید، گفته هیچ حس خاصی ندارم، آدم وقتی می تونه این طوری بشه که براش نتیجه ی کار مهم نباشه ، تلاش هم اکنون اش مهم باشه، اینکه از پس وظیفه ی که الان داره چه جوری بر میاد، اصلا بابا، ما داریم الان زندگی می کنیم، و بهتره به فکر الان مون باشیم و سعی کنیم از اینلحظه مون برای رشد کردن استفاده کنیم. همون طور که تولستوی توی “3 پرسش” می گه بهترین زمان الانه،و به قول حافظ

 ساقیا عشرت امروز به فردا مفکن

 یا ز دیوان قضا خط امانی به من آر

حالا هرکس این عشرت عاشقانه را اشتباه می فهمه، چه کنم که

در نظر بازی ما بیخبران حیرانند

یا حق!

  • ۸۵/۰۳/۰۱
  • شااززز منگولیا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی